خدا کنه به این روز دچار نشید (ما که نشدیم)

دل کودک، به هر سازی که می گویم،  برایم باز می گوید که:    "عمر خویش می خواهم، پسم ده نازنینم را!"
برایش قصه گفتم دوش، تا شاید بیاساید، نگاهش همچنان سنگین به لبهایم، هر از چندی به من می گفت:
 "یارم کو؟ برایم قصه ی او گو!"
ز چشمش قطره ای سنگین فرو افتاد، "وای یارا! پاسخ گو!!! بهارم را کجا راندی؟
نگارم را، امید روزگارم را کجا راندی؟ به هر ساز تو رقصیدم،  شکستم، دل نبستم،  باز خندیدم!  ...
     تلف کردی جوانی را به تنهایی، نگفتم هیچ!
حالا آشیانت کو؟  یار مهربانت کو؟!"               ...

دل تنگم!  مزن سنگم!  توانم نیست! آری! آشیانم نیست!
   یار مهربانم نیست! 
بی جرم از برم دامن کشیده است او
که من خود، زخمی ام زین غم! مزن سنگم دل تنها!  مزن سنگم!
توانم نیست. توانم نیست. توانم نیست. ...

/ 3 نظر / 28 بازدید
محمد

خوب بود اما تلخ

هاینز

با درود بسيار بسيار زيبا بود اگه دوست داشته باشي همديگه رو لينك كنيم با سپاس

انجمن ادبي ايرانيان

با سلام بالاخره تمامی زحمات شبانه روزی ما جواب داد انجمن ادبی ایرانیان تا چند روز دیگر آغاز به کار میکند. مکانی زیبا برای ارائه ی همه ی زیبایی هایی که خلق میکنیم و دوست داریم تا دیگران هم این زیبایی ها را ببینند و از خواندنش لذت ببرند. محیطی بسیار جذاب و کاربرپسند با امکاناتی فوق العاده زیبا میخواهیم کتابی بزرگ از ادبیات ایرانیان در فضای مجازی ایجاد کنیم.کتابی که دربردارنده ی مطالب تمامی ایرانیان ادب دوست و ادب پرور باشد. علاقمندان می توانند username مورد علاقه خود را به نشانی anjoman1390@gmail.com ایمیل نمایند.اولویت با عزیزانی است که زودتر ایمیل ارسال نمایند. تمامی عزیزان میتوانند دارای محیطی به آدرس اینترنتی username.adabsara.com باشند. منتظر خبر آغاز به کار سایت باشید