ما مرغ سحر خیز شگفت آواییم - خونین پروبالیم و شفق سیماییم / در معبر تاریخ چو کوهی بشکوه - صدبار شکسته‌ایم و پا برجاییم

وبلاگ فرهنگی . سیاسی . دینی و تاریخی

خدا کنه به این روز دچار نشید (ما که نشدیم)
نویسنده : امیری - ساعت ٢:۳٤ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٠ آبان ۱۳۸٩

دلم چون کودکی دلگیر، پا  را بر زمین کوبد

که "عمر خویش می خواهم!   روان و راحت و آرام جان خویش می خواهم!"

نمی فهمد دل سرکش ،

نمی فهمد خطا رفته است بازی را.


ادامه مطلب ...
comment نظرات ()
برای تو می‌نویسم
نویسنده : امیری - ساعت ٢:۱٩ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٠ آبان ۱۳۸٩

به نام خدای عاشق

 

برای تو !

برای تو مینویسم, برای تو که تمامی قلبم برای تو میتپد برای تو که بیداری و خوابم سرشار از آرزوی توست, از آرزوی با تو بودن.

بر ای تو مینویسم, برای تو که اولین چشمی هستی که به آن خیره شده ام و آخرین نگاهی خواهی بود که در آن غرق خواهم شد.

برای تو که همسفرم بودی ! و اگر لایق بدانی هستی !

 


ادامه مطلب ...
comment نظرات ()