ما مرغ سحر خیز شگفت آواییم - خونین پروبالیم و شفق سیماییم - در معبر تاریخ چو کوهی بشکوه - صدبار شکسته‌ایم و پا برجاییم

وبلاگ فرهنگی . سیاسی . دینی و تاریخی

قربان و قربانی
نویسنده : امیری - ساعت ۱:۱٦ ‎ب.ظ روز شنبه ٧ آذر ۱۳۸۸

« ای فدایش جان ما آنکس که ما را لایق است »

عید قربان !

 این واژه مقدس که سالهاست آن را شنیده‌ایم، سالهاست آنرا جشن می‌گیریم و درباره اش بسیار می‌شنویم، همه میدانیم که قربان آغازی است اما آغاز چیست؟

نمیدانم که میدانید یا نه که عید قربان را دو پرده است یکی آن پرده ظاهر که روبروی همه است و همگان آن را دیده اند و پرده دوم که در پس پرده اول است و باید پرده اول را ببینی و برداری تا پرده دوم را ببینی .

و وای اگر پرده دوم را هم بالا بزنند. ...

 


 

در پرده اول بندگی است، نقش سیمای تسلیم ابراهیم و اسماعیل در برابر امر خداست، و خدا برای اینکه ابراهیم اگر دستش لرزید گناه بر ذمه اش نباشد در خواب به او امر کرد تا بهانه ای برای دست کشیدن از اجرای آن داشته باد!  اما آیا دوست دار در برابر دوست از بذل جان درغ دارد، هیهات!

به جای من اگر غیری گزیند دوست، حاکم اوست

                                 حرامم باد اگر من جان به جای دوست بگزینم

 و ابراهیم چه سرفراز و اسماعیل چه سیاوشانه از این آزمایش سربلند بیرون آمدند، خدا می داند این آزمایش برای چند نفر فرستاده شد تا شایستگی خود برای «عهد الله » را اثبات کنند، تا آنکه خلیل و ذبیحش آن را با سربلندی به جا آوردند. حاصلش شد :

« وَ إِذِ ابْتَلىَ إِبْرَاهِیمَ رَبُّهُ بِکلَمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ  قَالَ إِنىّ‏ جَاعِلُکَ لِلنَّاسِ إِمَامًا  قَالَ وَ مِن ذُرِّیَّتىِ قَالَ لَا یَنَالُ عَهْدِى الظَّالِمِینَ . بقره/124. »

و اینست که خدا او را امامت داد و در میان فرزندان ابراهیم، رو سپید تر از همه اسماعیل بود. و نبوت آخر الزمان و امامت قیام آخر الزمان که عهد خداست به ذریه او منتقل شد که الحق از او شایسته تر نبود و نیست، تا دیگر کسی نتواند بگوید که چرا پیامبر آخر از نسل اسماعیل است ....

این پرده اول بود و آنچه ورای پرده اول می بینیم، ولی دلهای ما در گرو نقش پرده دوم است و آنچه در پس اوست !

‌« ‌و فدیناه بذبحٍ عظیم  سوره صافات، آیه 107.»

و تو میدانی ! میدانی که فدای رضای خدا شدن عهد خدا بود با ذریه ابراهیم که باید به دست ذبیح الله الاعظم می‌رسید، به حسین !

آری عید قربان عید انتظار حسین است، قربان میرود و میرود تا به غدیر برسد و هدیه خدا به آل ابراهیم و اسماعیل داده شود. تا امامت از پشت ابراهیم به فاطمه و علی برسد و خدا به پیامبر آخرش کوثر را بدهد و کوثر گهواره امامت گردد و در فصل آغازین این امامت بی آنکه خدا وحیی بر امر به ذبح ارسال کند آن ذبیح الله الاعظم آن دردانه و گوهر بشریت، خود و هر آنچه دارد را به قربانگاه ببرد تا نه تنها فرزند، که خواهر ، برادر و خود را هم به قربان فرمان خدا کند و اگر نبود حکمت الهی بر بقای امامت، تنها بازمانده از سلاله امامت هم خود را فدای این قربانگاه می‌کرد. که : «یا حسین،اخرج فان الله تعالى شاء ان یراک قتیلا».

 و غدیر میرود و میرود تا به عاشورا برسد، میرد تا آن ذبیحی را که ابراهیم و مکه تاب دادنش را نداشتند به حسین و کربلا بسپارد، تا خدا پرده دوم قربان را نقاشی کند و چه نقشی زیباتر از حسین، چه واقعه ای زیباتر از عاشورا و چه چه منظره ای با شکوه تر از کربلا ...

 آری و حسین در عید قربان غسل شهادت می‌کند، بگذار تا حاجیان از پول خود قربانی دهند، حسین در قربانگاهی دیگر از جان و پاره های دل خود قربانی میدهد تا اثبات کند که شایسته امامت و خلیفه الله است ... و اثبات عینی «انی اعلم ما لا تعلمون» باشد، تا ملایک همه شهادت دهند که تبارک الله احسن الخالقین تا دیگر شکی نماند که «ان الحسین مصباح الهدی و سفینه النجات» .

و من و تو وارثان این سه واقعه ایم برادرم و خواهرم من و تو رسولانی هستیم که خداوند ما را برگزید تا پیام قربان و غدیر و عاشورا، این سلسله ثلاثه عشق را در گوش جهان طنین افکن کنیم و وای بر کسانی که در عهد با خدا بی‌وفایی کنند، و قربان یعنی باید گذشت نباید ماند، هرچه بماند می‌گندد مانند مرداب باید یا چون دریا متلاطم بود یا چون رود روان، باید نفس را قربانی کرد که این پله اول است، و تا نشوی محرم اسرار از این پرده رازی نشنوی، و تو هنوز هم به این تماشاگه اسرار دعوتی . ... 

در پس پرده دوم عید قربان، مهدی و قیام است.

السلام علیک یا وارث الامامه و النبوه السلام علیک یا وارث الرایه الهدایه السلام علیک یا حجه الله یا صاحب الزمان آجرک الله

 


comment نظرات ()